بارها از ته بن بست رسیدم تا تو

عاشق و غم زده و مست رسیدم تا تو

گفتی از صافی احساس گذر کن ! کردم

تا که بی سر، دل و بی دست رسیدم تا تو

توی یک نیستی محض صدایت کردم

هستی ام از تو شد و هست رسیدم تا تو

رشکوه و لطیفی، مثل اوج ترانه
گرمی و زندگی بخش، مثل خواب جوانه
گرمی ات چشم خورشید، نرمی ات موج مهتاب
پاکی ات روح گل ها، خوبی ات بی کرانه
مرغکان نگاهم، از افق های چشمم
آورند از برایت نامه عاشقانه
آمدم بی بهانه، بار دیگر به سویت
ور بپرسی بگویم:
از تو بهتر بهانه؟!
 

winkدردا كه دلداري برفت
مستي بازاري برفت
درمان آلامم برفت
آن سرو سامانم برفت
***
درد بي درمانم از اوست
درمان درد من از اوست
اشك فراوانم از اوست
سامان دنيايم از اوست
اين هم از اوست
آن هم از اوست
بنياد هر بيتم از اوست

نقش اندامش میان آب

رنگ خواب آشنایی در نگاهم ریخت .

ساق پایش همچو ماهی ، نرم

زیر دستم آمد و بگریخت .



آن قدر در گوش او خواندم

تا تهی شد خاطرم از شعر شورانگیز ،

شوری بازوی او ماند و لبان من

گرمی مرداد ماند و سردی پرهیز .



چون دو روح تشنه ، گرم عشق

با غم هستی در افتادیم .

شام ، از ره می رسید و ما

ماسه های خیس را از تن تکان دادیم

ین که دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر؟
این که از من دلخوری انکار می خواهد مگر؟

وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش
دل بریدن وعدهی دیدار می خواهد مگر؟

عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می شویم
اشتباه ناگهان تکرار می خواهد مگر؟

من چرا رسوا شوم، یک شهر مشتاق تواند
لشکر عشاق، پرچمدار می خواهد مگر؟

با زبان بیزبانی بارها گفتی: برو!
من که دارم می روم! اصرار می خواهد مگر؟

روح سرگردان من هر جا بخواهد می رود
خانه ی دیوانگان دیوار می خواهد مگر؟

وقتي اشك هايم روي دف ريخت
دف،تر شد !
و من شعرهايم را
روي همين دفتر نوشتم .
حالا نپرس
چرا كلمات در شعرهايت مي رقصند !

با من باش                            

4.gif

             با تو هستم

 

 

                     با تو من همیشه میمونم

                        شعراتو تا ابد میخونم

                     منو دوست نداری میدونم

                        میدونم نداری میدونم  

 

 

با من باش                                        با تو هستم

 

asoka1.jpg

 

 

                                  

16.gif

سلام: خیلی خوش آمدیدسلام: خیلی خوش آمدیدسلام: خیلی خوش آمدیدسلام: خیلی خوش آمدیدسلام: خیلی خوش آمدید

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

39338.jpg

شبای رفتن تو شبهای بی ستارست

ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پارست

با هر نفس تو سینه بغض تو، تو گلومه

با هر کی هر جا باشم عکس تو روبه رومه

آخ که چقدر تنگ دلم برای اون شبامون

کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلامون

چی میشه برگردی بازم به روزای گذشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هوای پائیزی چرا تو عشق ما نشسته؟؟؟؟؟؟

سپردی عهدمونو به دست باد و بارون

منو زدی به طوفان خودت گرفتی آروم

قهر تو رامو بسته، غم دلمو شکسته

تو این صدای خسته یاد تو پینه بسته،غم دلمو شکسته

غروبه باز دوباره شب توی انتظاره

غم رو گونه هام نشسته خیال گریه داره

اسم تو فریادمه درد تو صدام نشسته

خنده ی آئینه تلخ و بی تو پر از بهانست

آخ که چقدر تنگ دلم برای اون شبامون

کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلامون

 

اشکای یخیم رو پاک کن...

 

درای قلبتو باز کن...

 

صدای قلبمو بشنو ...

 

من چه کردم با دل تو...

 

اگه یه روز بگم از این حکایت ...

 

که به تو کردم عادت...

 

دلم پیش دلت مونده تو زندون رفاقت.....

 

اگه یه شب برسم به حقایق

میشم خدای عاشق ...

 

میگم رازمو به ستاره ی دریای قلبت...

 

دریای قلبت.....

   دیگه تو رو ندارم

تو رو ازم گرفتن

گفتن فراموشت کنم

منو دست کم گرفتن

گفتن که عشق تو کجا

لایق اسم اون میشه

گفتن برو که عشق اون قسمت دیگرون بشه

اگه خالیه دستام اگه هیچی ندارم

عوضش برای تو یه قلب دیوونه دارم

اگه تو رو گرفتن،اگه تو داری میری

عوضش توی خیالم با تو پروازی دارم

   چه زیبا.... گفتم دوستت دارم...!   

چه صادقانه... پذیرفتی...!

چه ابلهانه... با تو خوش بودم...!

چه کودکانه... همه چیزم شدی!

چه زود...به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی...!

چه ناجوانمردانه... نیازمندت شدم...!

چه حقیرانه... واژه ی غریب خداحافظی به من آمد...!

و...چه بی رحمانه... من سوخنم...!

 

 

ای همصدای دیروز و فردا عاشق تر از ما کی میشه پیدا؟

وقتی تو باشی هر لحظه با من فرقی نداره اینجا و اونجا

ای همیشه ناجی من مرحمی بر زخم این تن

سخته بی تو زنده بودن

این روزا که عاشقی هم دیگه از یاد رفته کم کم

با تو عاشق با تو خوبم با تو روز بی غروبم

 

اینگونه خزانم را در عشق نهان کردم 
 من درد جدا بودن بر گور عیان کردم
افسوس نخواهم خوردافسانه نمی بافم
بر شانه هر بادی کاشانه نمی سازم
من زشت نمی گویم بر چهره معشوقم
اوخوب و وفادار ست من خسته و رنجورم

 

 

 

به جز حضور تو هيچ چيز اين جهان بيكرانه را جدي نگرفته ام.........
    حتي عشق را

اما انتظار سخت نيست براي کسي که دلش پيشت باشد
انتظار سخت نيست اگر بدوني يکي هم هميشه منتظر تو بوده.
انتظار سخت نيست اگر بخاطر عزيزترين کست ساعتها بيدار باشي
.
انتظار سخت نيست اگر بخاطر دوست داشتن کسي ساعتها منتظر بماني
.
پس منتظر ميمانم

 

 

 شناختنت بي گناهترين گناهم بود يافتنت بهانه دلم

 و خواستنت نيازم و با توبودن آرزويم

 و تو را گم کردن ، پيدايش سراب بود

 تو مانند پرستو آمدي و به
دورترين ديار غربت رفتي . بي تو ثانيه ها تکراري شده اند

 و آيينه چيزي جز
سراب را نشان نمي دهد و شقايق غريبي مي کند

 و جاده در انتظار مسافراست

و هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد و

 من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه
مي کنم و منتظرت هستم...

 

من آهنگ غریب روزگارم
غمی در انتهای سینه دارم
تمام هستی ام یک قلب پاک است
که آنرا زیر پایت می گذارم
شبی غمگین شبی باران و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستیم بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد


اگه مهتاب بشی به من بتابی

منم رخت سیامو در میارم

اگه بارون بشی نم نم بباری

منم یادم میره که شوره زارم

اگه آفتاب بشی تو باغ ابرا

منم تو آتیشت پروانه میشم

اگه عاشق بشی حتی دروغی

میمونم با غمت همخونه میشم

میمونم تا نگی فکر سفر بود

نگی مثل پرستو در به در بود

میشم کفتر میسوزم تا بدونی

که پاسوز غمت آتیش به پر بود

میشینم کنج قصه شعر میسازم

واسه ناز گل یخ زیر بارون

میخوابم خواب چهل گیس و ببینم

به جای این همه خواب پریشون

میپوشم رخت بودن تا ته خط

به عشق با تو بودن پا میگیرم

به جونم میخرم تنهایی هاتو

 برای گریه هات آسون میمیرم

 107nl9g.JPG

چرا دنیا پره از حادثه های واروونه ...

 عاشق کسی میشی ...که عاشقی نمی دونه........

 امشب میخوام دعا کنم       

         خدا تو رو صدا کنم

                   گریه کنم داد بزنم          

                         یه بند خدا خدا کنم

      تو گریه هام یواش بگم      

                  از غم دوریاش بگم

                   میخوام بگم که باختمش       

                     اما چقدر میخواستمش

  

 

 

اسیر غم

قسمت نشد تا در کنار هم بمانيم

قسمت نشد تا در هواي هم بميريم


تا سرنوشت ما جدايي رو رقم زد 

 اي يار عاشق از جدايي ناگزيريم


فرصت نشد غمگين ترين آواز خود را 

 در خلوت معصوم چشمانت بخوانم


صد سوز تنها با دلم سازم که يک شب

با گريه در چشمان گريانت بخوانم


آئينه ام چين خورده از رنگ جدايي 

 از تو سرودم نغمه اي فصل آشنايي


تو رفته اي تا صد بهار ارغواني 

 بعد از تو دشت و خانه را در بر بگيرد


بعد از توي اي عاشقترين هر کوچه خواهاً

همچون صدف از نام تو گوهر بگيرن


تو رفته اي تا صد بهار ارغواني 

 بعد از تو دشت و خانه را در بر بگيرد


 

 
                                                                                               غمگین..غمگین

 

شبی غمگین شبی بارانی و سرد  

 مرا در غربت فردا  رها   کرد

دلم  در  حسرت دیدار او   ماند  

 مرا   چشم  انتظار  کوچه ها  کرد

به من می گفت تنهایی غریب است  

 ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام  بود  و  ندانست  

  که در  قلبم چه آشوبی به پا کرد

او  هرگز  شکستم را  نفهمید   

  اگر   چه  تا   ته   دنیا   صدا   کرد

                                   دیگه نمی بخشم تو رو
که قلبم رو شکستی
برو بهو نه ای نیار
منتظر چی هستی
همش نگو قسمت نشد
گردن اینو و اون نذار
نمی تونم مثل توشم
سادیگم رو به روم نیار
بگو کی عوض شده به جز خودت
تو یکی مثل خودت میخوای و بس
بگو چی عوض شده تو زندگی
زندگی فقط هوس فقط هوس
هنوزم یکم غرور منوده واسم
تو یاد دادم دادی تو عشق چی موندگار نشم
این روزا قلبت بد جوری با دل ما تاب میکنه
امروز میگه دوستت داره فردا حاشا میکنه
 

 

                                               

 

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم ....

 به فکرتم....

     به یادتم

                               زنده به انتظارتم ....


 

25h1hdl.gif 25h1hdl.gif25h1hdl.gif25h1hdl.gif25h1hdl.gif25h1hdl.gif25h1hdl.gif25h1hdl.gif 25h1hdl.gif 25h1hdl.gif25h1hdl.gif25h1hdl.gif

گفت :

گفت : مي خوام یه يادگاري بنويسم

تا هميشه برات بمونه ...

گفتم : كجا؟

گفت : رو قلبت ...

گفتم : مي توني؟

گفت : آره زياد سخت نيست ...

گفتم : بنويس تا براي هميشه بمونه ...

يه خنجر برداشت ...

گفتم : اين چيه؟

گفت : هيسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس .

ساكت شدم  ...

گفتم:بنويس ديگه چرا معطلي ؟

خنجر رو برداشت و با قسوت تيز اون نوشت :

دوستت دارم ديوونه !!!

اون رفته خيلي وقته ... كجا ؟

 نمي دونم .

اما هنوز زخم خنجرش يادگاري

 رو قلبم مونده ...         

   خدايا عشقم بر گرده

                     <

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت روشن و زلال.

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد وهرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند وتا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.


عشق طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.


عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرودو فهمیدن و اندیشیدن را از زمین میکند
و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.

عشق یک فریب بزرگ و قوی است ، دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،بی انتها و مطلق.

عشق در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن در دریا شنا کردن.

عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی میدهد.

عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.

عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.

ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد.

عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند.

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد


دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است

منبع"  http://tanhalover.persianblog.ir 

هر نفس دل صد هزار انديشه پيدا ميکند
جنبش اين دانه چندين ريشه پيدا ميکند
اقتضاي جلوه دارد اينقدر تمهيد رنگ
تا پري بي پرده گردد شيشه پيدا ميکند
شمع اين محفل مرا بر سوختن پروانه کرد
هر که باشد غيرت از هم پيشه پيدا ميکند
مرد را سامان غيرت عارضي نبود که شير
ناخن و دندان همان در بيشه پيدا ميکند
در زوال عمر وضع قامت پيري بس است
نخل اين باغ از خميدن تيشه پيدا ميکند
ياس دل کم نيست گر خواهي زخود برخاستن
نشه واري از شکست اين شيشه پيدا ميکند
حسرت پيکان او بي ناله نپسندد مرا
آخر اين تخم محبت ريشه پيدا ميکند
دل وفا بلبل نوا واعظ فسون عاشق جنون
هر کسي در خورد همت پيشه پيدا ميکند
عرصه آفاق جاي جلوه يک ناله نيست
ني گره از تنگي اين بيشه پيدا ميکند
(بيدل) از سير تامل خانه دل نگذري
نقشها اين پرده انديشه پيدا ميکند