ما در ره عشق نقض پيمان نکنيم
گر جان طلبد دريغ از جان نکنيم
دنيا اگر از يزيد لبريز شود
ما پشت به سالار شهيدان نکنيم

......
                                                   


حلال جمیع مشکلات است حسین
شوینده ی لوح سیئات است حسین
ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلاست
جائی که سفینه النجاه است حسین


جهان را هاله‌یی از غم گرفته
چو آتش بر همه عالم گرفته
مگر خورشید ما را سر بریدند؟
به داغ او دلم ماتم گرفته


اين رفته سر به نيزه ي اعدا، حسين تست
وين مانده بر زمين تن تنها، حسين تست
اين آهوي حرم كه تن پاره پاره اش
در خون كشيده دامن صحرا، حسين تست


باز این چه شورش است مگر محشر آمده
خورشید سر برهنه به صحرا در آمده
آتش به کام و زلف پریشان و سرخ روی
این آفتاب از افقی دیگر آمده

.........


آنگاه از قوم شقاوت آبرو رفت
خون خدا با نيزه هاي در گلو،رفت
وقتي که دريا در پي نهري جفاکار
خونين جگر بي قطره آبي در سبو،رفت
وقتي در آن آشوب،کفر تيغ درکف
سروقت قرآن با دو دست بي وضو رفت
غارت گر خونخوار ماند وآه تاريخ
دودي شد و در چشم هاي تنگ او رفت
......