من خراب و تو خرابی بگو ابادی کجاست
من غریب و تو غریبی خونه شادی کجاست
من به فکر رفتن هستم تو به فکر اومدن
هر دومون به فکر هم اما آزادی کجاست
دیدی عمرمون تموم شد اینجا و اونجا حروم شد
آسمون دل گرفته روز آفتابی کجاست
تو میگی خدا کریمه رسم روزگار نه اینه
عاقبت جای تو اینجاست
نگو باورم نمیشه چرا باور بکنم
آخه سالی که نکوست از بهارش پیداست